زیست فناوری

نوشته: کسری اصفهانی

نابغه فيزيک در ايران
نویسنده : کسری اصفهانی - ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٦
 

هاوکینگ آنقدر معروف است که نیاز به معرفی ندارد. وقتی در نوجوانی کتاب تاریخچه زمان او را خواندم، احساس کردم که خیلی بیش از گذشته از جهان می‌دانم. آمدن او به ایران که به دعوت پژوهشکده دانش‌های بنیادی صورت می‌گیرد، فرصت مناسبی برایم است تا او را از نزدیک ببینم.

تاریخچه زمان

پیشنهاد می‌کنم اگر شده کتاب را امانت بگیرید و ورق بزنید، حتماْ چند صفحه‌ای از آن را بخوانید و ببینید چگونه می‌توان کتاب علمی نوشت و خواننده را سرگرم هم کرد.

اما هر وقت او را می‌بینم که روی صندلی چرخدار مخصوص خود نشسته، دلم می‌گیرد... بدانید که او فقط ۲ انگشتش کار می‌کند و بقیه بدنش فلج است...


 
comment نظرات ()
 
داخل گود
نویسنده : کسری اصفهانی - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۸
 

عدم بهره­مندي دانشجويان دوره هاي دکتراي تخصصي از تمامي توان تحصيلي خود به علت مشکلات مالي دوران تحصيل

 

در اين مطلب به مشکلات مالي دانشجويان بورسيه خصوصاً دانشجويان بورسيه مراکز آموزشي و پژوهشي شهرهاي بزرگ اشاره مي کنم و در انتها سه راه حل ارائه مي­دهم. متاسفانه مشکلات مالي دانشجويان، يکي از دلايلي است که باعث کاهش کارايي و درگير شدن دانشجويان در فعاليت هاي غير علمي آنها براي تامين هزينه­هاي زندگي شده و آنها را از فعاليت در اولويت اصلي اين دوره زندگي خود که تحصيل مي­باشد، باز مي­دارد. در این مطلب سعي در انتقال مشکلات به مسئولين محترم وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و ارائه راه حل براي اين مشکلات کرده ام.

 

دانشجويان دوره هاي دکتراي تخصصي عموماً در سنيني هستند که زندگي مشترک را آغاز کرده و در مورد آقايان سرپرستي يک خانواده را بر عهده دارند. متاسفانه کمک هزينه هاي تحصيلي ناچيز براي اين دانشجويان که موظف به کار تحقيقي تمام وقت در مراکز آموزشي و پژوهشي هستند، باعث کاهش کارايي آنان مي شود. اين کاهش کارآيي عمدتاً به علت اشتغال اين افراد براي تامين هزينه هاي زندگي و تحصيل آنها مي باشد.

مواردي از اقدام به کوچ براي گذراندن دوره دکتراي تخصصي در کشورهاي توسعه يافته از طرف دانشجويان نخبه ايراني به علت عدم تامين هزينه هاي زندگي در ايران و در آن سو تامين حداقل نيازها براي دانشجويان برجسته از قبيل مسکن و هزينه زندگي ديده مي شود.

بديهي است که مهمترين وظيفه هر دانشجوي دکتراي تخصصي، تلاش در کسب دانش و تمرکز بر موضوع مشخصي از مشکلات ملي به منظور حل آن يا ارائه راه حلي در جهت رفع مشکل مذکور مي باشد و در دوران بعد از اين دوره وضعيت وي فرق کرده و شايد ديگر شرايط موجود در اين دوره براي فراگيري دانش تکرار نشود.

به همين علت به اين بينش در بين برخي دانشجويان دوره دکترا مي توان توجه داشت که فکر مي کنند "در دوره دکترا بايد حداقل نياز يک دانشجو تامين شود به طوري که وي به هيچ چيز ديگر غير از تمرکز بر پروژه خود و کسب دانش فکر نکند". به همين دليل است که برخي از معتقدان به اين نظريه دانشگاه هاي معتبر خارجي در کشورهاي توسعه يافته را ترجيح مي­دهند تا به جاي درگيري در چند جا براي کسب حداقل هزينه هاي زندگي در داخل کشور و در اولويت چندم قرار گرفتن تحصيل، فقط و فقط تحصيل کنند.

سياست‌ نادرست وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در تخصيص کمک هزينه تحصيلي و تبعيض بين دانشجويان عامل مهم ديگري در نا کارايي بودجه تسهيلات دانشجويي است. در مواردي که دانشجويان بورسيه مراکز آموزشي و پژوهشي شهرهاي بزرگ مخصوصاً تهران هستند، کمک هزينه تحصيلي بسيار پايين بوده به نحوي که وي قادر به تامين حداقل هزينه زندگي و حتي اجاره مسکن نيست چه رسد به خريد کتاب و ساير ملزومات تحصيلي از قبيل شرکت در کنگره ها. به طور مثال کمک هزينه تحصيلي براي يک دانشجوي بورسيه مرکز تحقيقاتي در تهران که محل تحصيل وي در تهران بوده است، در سال 1384 کمي بيشتر از 150 هزار تومان بوده است؛ اين کمک هزينه شرم­آور است. به نظر مي آيد که در بهترين شرايط اين کمک هزينه در سال 1385 کمی بيشتر از دو برابر شده باشد که آن هم حداقل ممکن است. در مقابل دانشجويان بورسيه شهرستان که به مراتب هزينه هاي پايين تري دارند، مبالغي بيش از اين مقدار ناچيز دانشجويان تهراني را دريافت مي نمايند.

اميد است که کمک هزينه تحصيلي دانشجويان بورسيه شهرستاني براي تامين عدالت کم نشود(!) ولي لزوم بازنگري در قوانين براي عدالت در تامين هزينه هاي زندگي دانشجويان بورسيه بر اساس محل تحصيل و هزينه­هاي آن محل مانند آنچه در دوره هاي دکتراي اعزام به خارج ديده مي شود، حس مي گردد.

مورد ديگر در تبعيض بين دانشجويان دوره دکترا در دريافت کمک هزينه هاي تحصيلي، تفاوت بين دانشجويان بورسيه و مامورين به تحصيل مي باشد. سه دانشجو در يک کلاس مي­نشينند، يکي حقوق هيات علمي مي گيرد (مامور به تحصيل)، ديگري کمک هزينه متعادلي دارد (دانشجوي بورسيه شهرستان) و نفر آخر که دانشجوي بورسيه تهران است در حداقل شرايط مالي زندگي مي کند و همه اين افراد کار مشترکي انجام مي دهند و در يک مرکز آموزشي و در يک رشته تحصيل مي کنند.

بيمه دانشجويان دوره دکترا مورد ديگري است که وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از آن غافل مانده است و اين بيمه را در همان هزينه ناچيز ارائه شده به دانشجويان در نظر گرفته است.

متاسفانه دانشجويان دوره دکترا در بدترين شرايط زندگي مي کنند و مي توان آنها را در زمره محروم ترين طبقات اجتماعي در نظر گرفت، چگونه از آنها مي توان انتظار داشت که مشکلي از اين مملکت رفع نمايند. در موارد مشابه، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران در سال 1384 علاوه بر ارائه کمک هزينه تحصيلي بيش از 2 برابر وزارت علوم، به بيمه تامين اجتماعي دانشجويان بورسيه خود نيز اقدام کرده بود.

 

در انتها به نظر مي­آيد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و اداره بورس با توجه به موارد زير مي­توانند باعث افزايش کارايي دانشجويان در تحصيل و رعايت عدالت در ارائه کمک هزينه هاي تحصيلي شوند.

 

1-  بررسي مجدد نحوه ارائه کمک هزينه تحصيلي بر اساس هزينه هاي واقعي زندگي در شهرهاي مختلف (خصوصاً شهرهاي بزرگ که هزينه هاي بالاتري دارند)؛

2-   بيمه تامين اجتماعي دانشجويان دوره دکتراي تخصصي؛

3-    امکان پرداخت کمک هزينه بيشتر براي عدم درگير شدن دانشجويان بورسيه در تامين هزينه هاي زندگي و کاستن اين پرداخت ها از حقوق، چند سال پس از اشتغال و هيات علمي شدن آنها.

 

به نظر مي آيد با تامين کمک هزينه هاي منطقي و بر اساس نيازهاي واقعي چه به صورت بلا عوض و يا از طريق کاهش از حقوق آينده به انتخاب دانشجو، مي تواند به اين دانشجويان کمک کند تا دوباره به تحصيل به عنوان الويت اول نگاه کرده و اشتغال پاره وقت در دوره دکترا را فقط به عنوان راهي جهت کسب تجربه براي سال هاي آينده شغلي خود ببيند.


 
comment نظرات ()