زیست فناوری

نوشته: کسری اصفهانی

زلزله ای در دلمان
نویسنده : کسری اصفهانی - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۳
 

نمی دونم چرا درونم مرتباَ سرد می شه... وقتی عکس های دشواری های مردم رو می بینم یا بچه ای را در حال گریه، تمام وجودم سست میشه و آرام آرام چشمانم گرم می شود... نمی تونم از اوون مردای تو کتابا باشم و آرام آرام چشمان نمناک می شود و گلویم فشرده می شود.

عکس های زلزله آذربایجان جداَ سوزاننده بود، فکر می کنم بعد از دیدن عکس کودک سودانی و لاشخور پشت سرش، تاکنون این اندازه متاثر نشده بودم...

واقعاَ قیافه معصوم این پسر و نگاهش به آینده، دل آدم رو کباب می کنه...

"پدر، روزه‌ات را با خاک افطار کردی و مرا تنها میان این روزهای بی‌مادری رها کردی ...پدر نفست بوی نم خاک می‌دهد بوی باران اشک‌های مادر ..."

و این کاریکاتور دلم رو خون کرد...

اما دیدن این چنین عکس ها و صحنه هایی، غم درونی ام را کاست نه آن قدر که نگرانیم برای اوون بچه های بی پدر مادری که هم سن و سال بچه های خودم هستند از بین برود...

امشب این بچه ها می توانند بخوابند؟ سردشون نیست؟ درد نمی کشن؟

چرا کاری از دستم برایشان بر نمی آید!؟

شما هم اگه دلتون خط خطی نیست و می خواهید این بچه های کوچولو رو فراموش نکنید، اینجا رو کلیک کنید...


 
comment نظرات ()