زیست فناوری

نوشته: کسری اصفهانی

همسانه سازی انسان؛ از رویا تا واقعیت
نویسنده : دکتر کسری اصفهانی - ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱۱/۱٤
 
توجه عمومی به همسانه سازی انسان از دهه 60 با نتایج مثبت تحقیقات برروی تکامل زیستی قورباغه و وزغ جلب شد. یافته ها نشان می داد که هسته یک سلول تمایز نیافته می توانست جایگزین هسته یک تخم بارور گردد و جنین حاصله به رشد و نمو طبیعی خود ادامه دهد.
از نظر آزمایشگاهی، انتقال هسته سلولهای تمایزنیافته یک موجود به تخم بارور شده همان موجود که هسته آن برداشته شده است، امکان پذیر می باشد. اگر هسته چند سلول تمایز نیافته حاصله از یک فرد را به همان تعداد تخم بارور که هسته آنها تخلیه شده وارد نماییم، نتاجی که به دست می آیند همگی دقیقاً دارای خصوصیات ژنتیکی همانند فرد دهنده هسته ها می باشند و در واقع هر یک از این موجودات، یک همسانه (کلون) از او هستند.
بر مبنای این توانایی بشر در همسانه سازی موجودات، داستانهای علمی- تخیلی فراوانی نگاشته شده است که همسانه سازی روسای جمهور کشورها، انسانهای خشن و بی رحم، افراد مشهور و موضوعاتی عوام پسند از این دست پرداخته شده است. این داستانها اکثراً بر این پایه هستند که خصوصیات اخلاقی، شخصیتی و رفتاری یک فرد قابل انتقال به همسانه به وجود آمده از روی وی می باشد؛ اما آنچه معمولاً به آن توجه نمی شود این نکته است که ظاهر و رفتار موجودات انسانی که از آن با عنوان فنوتیپ یاد می شود، حاصل کنش ذخیره توارثی، که در حال عادی طی تولید مثل جنسی از والدین به ارث می رسد یا در طی فرایند همسانه سازی از یک والد دریافت می شود و اثر محیط و تاثیرات فرهنگی مکان و زمانی است که رشد و نمو در آن صورت می گیرد و موجود به بلوغ می رسد. مثال معمول در این زمینه که ذهن را مشغول می نماید، همسانه سازی هیتلر می باشد که نژاد پرستی او یک رفتار اکتسابی بوده که شرایط زمانی و فرهنگی آن زمان بروز نمود نه صرفاً ابراز یک ژن یا مجموعه ای از ژنها. بنابراین در محیطی دیگر با مولفه های فرهنگی متفاوت، همسانه هیتلر لزومی به رفتاری شبیه نسخه تاریخی خود نمی یابد. همین موضوع در مورد سایر افراد مشهور مانند چنگیزخان مغول نیز صدق می کند که رفتارهای آنها در حقیقت بروز صفات ژنتیکی آنها در شرایط زمانی، مکانی و فرهنگی خاصی بوده است که در شرایط دیگر شاید به صورت کاملاً متفاوتی بروز یابد. همچنین همسانه امیرکبیر شاید هیچگاه مجال انرا نیابد که با آن داستان تاریخی وارد دربار شود و امکان ترفیع مقام یافته و به آن مدارج عالی برسد. دریافت اثر محیط بر همسانه ها، با کمی تدبیر و تفکر مخصوصاً در شرایط کشور خودمان به راحتی قابل تصور است.
در طی سالیان اخیر تحقیقات در زمینه زیست شناسی تولیدمثل پستانداران و دست ورزی در سلولهای جانوری به درجه ای از پیشرفت رسید که امکان همسانه سازی انسان را باورپذیر ساخته است. این حدسیات در سال 1997 در انستیتو روسلین اسکاتلند توسط ویلموت و همکارانش به واقعیت پیوست و دالی از هسته سلول تمایز نیافته یک میش همسانه سازی شد.
به صورت نظری روش به کار برده شده در همسانه سازی دالی با اندکی تغییر قابل استفاده برای تمامی پستانداران از جمله انسان می باشد.
تولد دالی در آن زمان همانند انتشار خبر همسانه سازی انسان توسط شرکت کلوناید منشا بحثهای گسترده اخلاق ژنتیک و اخلاق پزشکی گردید. همسانه سازی در جانوران خصوصاً پستانداران و در حساسترین حالت همسانه سازی انسان موضوع بسیار بحث انگیزی می باشد.
به باور برخی، تفکر خلق یک نسخه مشابه از یک فرد زنده با دست ورزیهای آزمایشگاهی عملی نفرت انگیز و مکروه می باشد.
استدلال دیگر این است که یک شخص همسانه سازی شده کاملاً مانند دوقلوی فرد اول عمل می کند، منتهی با فاصله زمانی بیشتر از دوقلوهای معمول. بنابراین این عمل ذاتاً عملی شیطانی نخواهد بود و در بدبینانه ترین حالت احتیاجی به این فرآیند در حال حاضر احساس نمی شود.
نظر دیگر آن است که همسانه سازی انسان ممکن است اثرات درمانی و منافع اجتماعی مختلفی داشته باشد، بنابراین باید تحت شرایط خاص اجازه استفاده از آن داده شود. به طور مثال، والدینی که کودک آنها فوت شده است، امکان داشتن فرزندی را که همسانه ای از یک سلول فرزند مرده آنها می باشد، پیدا می نمایند همانند آنچه شرکت کلوناید در مورد سومین کودک همسانه سازی شده توسط آن شرکت در ژاپن ادعایش را نمود و همسانه مذکور ظاهراً از یک سلول کودک دو ساله ای که در یک سانحه رانندگی جان باخته بود، به وجود آمده بود.
با این حال تحقیقات مربوط به همسانه سازی انسان در اکثر کشورهای جهان ممنوع می باشد و به نظر می آمد که این قوانین منع کننده از تولد همسانه های انسان جلوگیری نماید ولی گویا این سد در حال شکستن می باشد.

 
comment نظرات ()