زیست فناوری

نوشته: کسری اصفهانی

یادداشتی درباره مشکلات شرکت های دانش بنیان نوپا در ایران
نویسنده : دکتر کسری اصفهانی - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٤
 

 در قرن حاضر، دانش ثروت می آفریند

در دوران انسان شکارچی و بعد از آن دوره ظهور کشاورزی، هر کس زورمندتر بود، قدرتمندتر بود. پس از انقلاب صنعتی، منبع اصلی قدرت سرمایه بود. در اواخر قرن گذشته و قرن حاضر، ظاهراً با دستیابی به دانایی، سایر منابع قدرت نیز دستیافتنی می شوند و در چنین زمینه ای، اقتصاد هم مبتنی بر دانش می شود. اینکه این دانش چه تعریفی دارد، در این یادداشت مورد بحث قرار نمی گیرد ولی به نظر می رسد در کشورهای پیشرفته، سال ها است که به سوی اقتصاد دانش محور یا دانش بنیان رفته اند. در کشورمان نیز چند سالی است که شرکت های دانش بنیان و حمایت های مختلف از آنها، موضوع مصاحبه های مختلف است. مانند هر فرآیند دیگری، بهتر است این حمایت ها بر اساس نیاز واقعی و برای رفع مشکلات شرکت ها باشد. بر اساس تجربه حاصل از ارتباط مستقیم با تعداد قابل توجهی از شرکت های دانش بنیان در حوزه زیست فناوری، می خواهم برخی مشکلات این نوع شرکت ها خصوصاً شرکت های نوپا را مطرح کنم، مشکلاتی که می توان حمایت ها را بر اساس آن طرح ریزی کرد.

مشکلات شرکت های دانش بنیان و حتی شرکت های معمولی نوپا در چند گروه قابل دسته بندی هستند. اولین گروه از مشکلاتی که شرکت های نوپا با آن مواجه می شوند، مشکل تامین سرمایه است. به طور معمول بانک ها روی خوشی به طرح های دانش بنیان نشان نمی دهند. ریسک بالای سرمایه گذاری و نا آشنا بودن سرمایه گذاران با زمینه های فعالیت شرکت های با فناوری نوین، مشکل بزرگی برای تامین سرمایه اولیه ایجاد می کند. از طرفی درخواست وثیقه مشکل دیگری افزون بر مشکلات شرکت های نوپا است. توسعه صندوق های تامین کننده ضمانت سرمایه گذاری و سرمایه گذاری مخاطره پذیر، راه حل های این مشکل شرکت های نوپا هستند. صندوق ضمانت سرمایه گذاری تعاون از طریق تضمین اعتبارات و سرمایه‌گذاری‌ها، اقدام به حمایت از شرکت‌های تعاونی و تسهیل در تأمین منابع مالی آنان می‌نماید. صندوق ضمانت سرمایه گذاری صنایع کوچک نیز نهادی دولتی است که با تضمین حداکثر هفتاد درصد (در مناطق کمتر توسعه یافته تا هشتاد و پنج درصد) اصل و سود تسهیلات اعطایی بانک ها و موسسات مالی و اعتباری به توسعه صنایع کوچک کمک می کند. صندوق ضمانت صادرات ایران نیز به پشتوانه حمایت های مالی دولت، با پوشش ریسک های سیاسی و تجاری صادرات، با صدور انواع ضمانتنامه اعتباری، به تامین منابع مالی مورد نیاز شرکت هایی که محصولات آنها به صادرات منجر شود، کمک می نماید. صندوق های پژوهش و فناوری نیز از جمله تامین کننده های ضمانت های مورد پذیرش بانک ها برای شرکت های دانش بنیان می باشند. نهادهای وابسته به معاونت علمی و فناوری نیز با ارائه تسهیلات مالی به شرکت های دانش بنیان، در عمل به سرمایه گذاران مخاطره پذیر می مانند.

عدم آشنایی با قوانین، اصول مدیریت، نحوه تجاری سازی، حسابداری و ... از دیگر مشکلات هر شرکت نوپا می باشد. محققانی که پس از سال ها فعالیت پژوهشی یا دانشگاهی، می خواهند پا به عرصه تولید بگذارند با بسیاری از اصول اولیه و قوانین حاکم آشنا نیستند. قوانین مالیاتی و گمرکی و عوارض مختلف بارزترین مشکلی است که این شرکت ها با آن روبرو می شوند. معافیت های مختلف مالیاتی شرکت های دانش بنیان یا آموزش های اجباری شرکت های تازه تاسیس می تواند راه حل این مشکل باشد.

مشکل مهم دیگر شرکت های نوپا عدم شناخت درست بازار و بازاریابی محصولات تولیدی در صورت موفقیت در تکمیل چرخه ایده تا محصول می باشد. برخی از شرکت های دانش بنیان که با صرف نیروی زیاد موفق به گذر از مراحل مختلف توسعه فناوری و تولید می شوند با مشکل عدم تقاضا یا عدم موفقیت در معرفی یا فروش محصولات خود مواجه می شوند. ارزیابی دقیق اقتصادی طرح ها و استفاده از مشاوره بازاریابی از جمله راه های رفع این مشکل می باشد.

کسب مجوز یکی از مشکلات کلیدی شرکت های دانش بنیان می باشد. پیچ و خم اداری، نامشخص بودن مراحل یا نهادهای اعطای مجوز، مشخص نبودن نیاز یا عدم نیاز به مجوز برای تولید، عدم تسلط علمی برای داوری و اعطای مجوز در برخی حوزه های نوآورانه، هزینه های بالای اعطای مجوز برای شرکت های نوپا و در مواردی عدم صدور مجوز به خاطر محافظه کاری، فناوری هراسی یا منافع شخصی از جمله این مشکلات هستند. در این مورد، ورود تشکیلاتی مانند معاونت علمی و فناوری به حوزه اعطای مجوز و ساماندهی آن الزامی است و از جمله حمایت هایی است که به دلیل ماهیت آن، امکان سوءاستفاده در آن بسیار کم است.

مشکلات دیگری نیز وجود دارد که در این یادداشت مختصر به آنها اشاره نشد مثل مشکلات ثبت مالکیت فکری، عدم ارتباط مناسب با صنعت و بی اعتمادی دو طرف به یکدیگر و سایر مواردی که شاید به اندازه موارد ذکر شده اهمیت نداشته باشند ولی باید از سوی نهادهای حاکمیتی مورد توجه قرار گیرند. دستاوردهای این توجه، یعنی اشتغال تحصیل کرده ها، ارزش افزوده بالا و تامین نیازهای کشور ارزش این حمایت را دارد.

تاسیس مراکز رشد و پارک های علم و فناوری یکی از راه حل های برخی از این مشکلات می باشد که با حمایت های مقطعی، امکان رشد شرکت های نوپا و ورود آنها را به بازار فراهم می سازند. این گونه مراکز، با تامین دفتر اداری و امکانات عمومی آزمایشگاهی یا تولیدی نیز بخشی از امکانات اولیه شرکت های نوپا یا واحدهای تحقیق و  توسعه را فراهم می کنند. حمایت از این مراکز، به طور غیر مستقیم حمایت از بخش خصوصی نوپا است.

در اکثر مشکلات ذکر شده در این یادداشت، دولت بدون دغدغه سوءاستفاده از حمایت های انجام شده، می تواند از شرکت های دانش بنیان پشتیبانی کند، زیرا معافیت مالیاتی، ایجاد کشش بازار و کمک در اخذ مجوز، به طور واقع بینانه ای صرفاً سرمایه گذاری غیر مستقیم در بخش خصوصی نوپا است و امکان بهره برداری نا مطلوب از آن (مثل دریافت وام و خرید زمین به جای سرمایه گذاری در تولید) وجود ندارد.


 
comment نظرات ()
 
نکاتی در برنامه های تامین و تقویت نیروی انسانی مورد نیاز صنعت بیوتکنولوژی
نویسنده : دکتر کسری اصفهانی - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳
 

 

در دهه های گذشته، بسیاری از کشورهای توسعه یافته خصوصاً آمریکا، بازیگران اصلی صنایع مبتنی بر علوم زیستی بوده و نقش مهمی در توسعه صنعت بیوتکنولوژی داشته اند. اما برخی عوامل از جمله نیروی کار ارزان، انتشار سریع اطلاعات در چند سال اخیر و در دسترس قرار گرفتن سرمایه برای سایر کشورها، رقابت در این عرصه را برای کشورهای پیشرفته با چالش مواجه کرده است و در حال حاضر در کشورهای اروپایی و آسیایی فرصت های فراوانی برای شرکت های علوم زیستی فراهم شده است.

 

در عرصه اقتصاد جهانی، هر رقیبی امکان پیشرفت سریع فناورانه را داشته و می تواند به تجهیزات و منابع مالی لازم در جهت تولید محصولات استاندارد بیوتک دست یابد اما مناطقی که منابع انسانی مناسبی در اختیار داشته و با جدیت و تجربه کافی در این صنعت وارد شوند، مزایای رقابتی بیشتری خواهند داشت.

دولت آمریکا و ایالت های مختلف این کشور با درک این تهدید و رقابت شدید در صنایع مبتنی بر علوم زیستی، کماکان فعالانه در زمینه رشد و حمایت از این صنعت در ایالت های مختلف این کشور تلاش می کنند. سازمان صنایع بیوتکنولوژی آمریکا در سال 2011 چندین توصیه به بخش های آموزش، سیاست گذاری و صنایع این کشور به منظور آماده سازی نیروی انسانی کارآمد مورد نیاز صنایع بیوتکنولوژی این کشور نموده است که می تواند در کشور ما نیز مورد توجه مدیران، اساتید و صاحبان صنایع قرار گیرد.

 

1-    درگیر شدن بخش صنعت در فرآیند آموزش

این موضوع مهمترین عامل موفقیت برنامه های تامین نیروی انسانی مورد نیاز صنعت در کشورهای موفق در این زمینه می باشد. وقتی دانشجویان در رابطه نزدیکی با صنعت آموزش ببینند،‌ دقیقاً همان طور تربیت می شوند که مورد نیاز صنعت می باشد. ارتباط مناسب شرکت هایی که متقاضی نیروی انسانی هستند با دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی موضوعی است که باید در برنامه های کلان آموزشی مورد نظر باشد.

 

2-    وجود برنامه های متنوع و پیوسته تربیت نیروی های انسانی

برای داشتن یک منبع پیوسته تامین نیروی انسانی مورد نیاز صنایع بیوتکنولوژی، باید از روش های مختلفی استفاده کرد. روش سنتی تربیت نیروی انسانی در دانشگاه ها و از طریق دوره های آموزشی کلاسیک یکی از این روش ها می باشد. در عین حال دوره های آموزشی مداوم برای افرادی که از دوره های کلاسیک فارغ التحصیل شده اند و تمایل به پیشرفت شغلی خود داشته و جویای اطلاعات بیشتری می باشند، مورد نیاز می باشد.

 

3-    نیاز به نظام های صنفی و تایید کننده مدارک، سطح تجربه و مهارت نیروی انسانی در بخش بیوتکنولوژی

بر خلاف فارغ التحصیلان بخش مهندسی، تکنسین های آزمایشگاه های بیوتکنولوژی، متخصصان بیوتکنولوژی کشاورزی، کارمندان بخش تولید صنایع بیوتکنولوژی و مهندسین پزشکی، نیازی به داشتن مدارک تاییدیه شغلی از مراکز صنفی مانند نظام مهندسی یا نظام پزشکی ندارند. یک سازمان تایید کننده و تعیین کننده سطح مهارت ها و تجربه نیروهای انسانی جویای کار برای تامین نیروی انسانی مناسب بخش صنعت بسیار حیاتی است گرچه خود صنایع می توانند تا حدودی با برگزاری آزمون های استخدامی و مصاحبه شغلی، کماکان این مسئولیت را خود بر دوش کشند!

 

4-    غلبه بر مشکلات آموزش های حرفه ای دانشجویان

در صنعت بیوتکنولوژی، آموزش حرفه ای دانشجویان در اکثر موارد به خاطر مقررات سختگیرانه و معذورات شرکت ها با چالش مواجه می شود. برای رفع این مشکل می توان از مربی های آموزش دیده توسط بخش صنعت یا تسهیلات نیمه صنعتی یا مدل برای آموزش دانشجویان بهره برد.


 
comment نظرات ()