برای فواد

زرد زردم
به دردی دچارم
دردی که درمان ندارد
دردی که شیرین است
و این درد فقط در درنم است و راهی به بیرون ندارد
گفتن "درد دارم" ممکن است
ولیکن اینکه از چیست نا ممکن
اما تو ای دوست
همین که می دانی دردم چگونه است
محرمم هستی
و ذوقم را باز بعد از سالیان دراز شکوفاندی
تا چند خطی به نثر منظم برایت بنگارم
ای نگارنده درد درون
"قلبها" برایت می تپند!

/ 1 نظر / 30 بازدید
غزاله

سلام انشااله دردتون درمان بشه [خداحافظ]