نوروز سال 1393 مبارک

سال قبل پر از حاشیه بود. آخر سال پر از خیر و برکت بود و سایه سیاهی از زندگی من و خانواده ام رخت بر بست. کثیف ترین فردی که در زندگیم دیده بودم، از زندگی ما بیرون رفت و خوشحالم که می توانم در کنار خانواده ام اندکی آرامش را تجربه کنم؛ آرامشی که حقش را داریم و برایش بسیار زحمت کشیده ایم. امیدوارم بار دیگر این روزگار تلخ تکرار نشود و خودم شخصاً دیگر به هیچ بیماری اجازه اینچنین دخالتی در زندگیم نخواهم داد.

فرزندانم بزرگ شده اند و کمی وقت می کنم به آنها برسم، گرچه کنگره ژنتیک اجازه نفس کشیدن بهم نمی دهد ولی اگر این مسئولیت نبود، خلاء رفتن پلیدی هایی که انرژی زیادی از من می گرفت باعث افسردگیم می شد. چه خوب که یک فعالیت ارزشمند و ملی جایگزین زدودن کثافات آن فرد پلید و کثیف شد.

خدا را شکر

/ 3 نظر / 13 بازدید
دایی

سلام دکتر جان انشاء الله سال خوبی داشته باشید نگران نباش دیو چو بیرون رود فرشته درآید

احدی

به نام خدا سلام من داستانی را در روز12 اردیبهشت برای کنگره ارسال کردم یعنی من این طور فکر می کردم که مهلت ارسال داستان تا سیزدهم است حالا می خواهم بدانم که آیا داستان من در دادوری شرکت داده شده است؟نام داستان پدر بزرگ و مادربزرگ بود به نظر خودم هم داستان خوبی بود.

محمد

سلام وبلاگ زیبایی دارید اگر موافق به تبادل لینک هستید ما را با اسم :سه راه:سایت جامع به نشانی serah.ir لینک کنید و به مااطلاع دهید در پناه حق